محمد علی جناح که بود و چه کرد؟
این جور سوالا همیشه منو یاد امتحان تاریخ میندازه همون درسی که هیچی ازش یاد نگرفتم تا زمانی که با جناب آقای همسر آشنا شدم. اطلاعات تاریخی قوی داشت و من هم اصولا نباید کم میاوردم
....ولی چون قلم نگارش کتابهای تاریخی رو دوست ندارم- به جای خوندن کتابهای مربوطه- هر سوالی که برام پیش میومد را یه جورایی به بهانه اینکه بپرسم میدونی یا نه- از خود جناب آقای همسر میپرسیدم و میپرسم...
بگذریم...
طبق اصول نامگذاری خیابانها در ایران فکر میکردم باید محمد علی جناح یکی از شهدای جنگ باشه و چون یک اتوبان! به نامش بود میباست فرمانده هم باشه....اما ...نه دیگه... اینجوریا نیست...
جناب محمد علی جناح یک وکیل مسلمان هندی هست( بود)
و یک داستان جالب: روزی روزگاری در مملکت هندوستان مسلمانی خطایی میکند و حکم قاضی برایش این بود " به دار آویخته شود" وکیل این مسلمان خطا کار جناب محمدعلی جناح بود....این بنده خدا به وکیلش میگوید : بابا یه کاری بکن .من نمیخوام بمیرم.وکیل بعد از خواندن حکم و و رفتن به خلسه -ناگهان با چهره ای آرامش بخش میگوبد: خیالی نیست.
تا روز اجرای حکم...بنده خدا میگوید: وکیل جانم دارند مرا میکشند کاری کن .بابا بهت پول دادم از من دفاع کنی نه اینکه شاهد مرگم باشی...و جناب جناح با چهره ای آرام میفرمایند:خیالی نیست.
ساعت اجرای حکم....همه نگران و از همه بیشتر همان بنده خدا...با چشمهایی نگران و ملتمس به وکیلش...چوبه دار آماده است...بنده خدا را میکشانند به سمت چوبه...بیچاره دلش دارد عین چی میزند با چشمهایی که از ترس دارد از حدقه بیرون میپرد برای بار آخر نگاهی به وکیلش میکند که همچنان آرام ایستاده....حلقه طناب را در گردنش میاندازند...وکیل به او میگوید نگران نباش .فقط رفتی اون بالا! زیاد وول نخور...بنده خدا الان دیگر خیلی دلش میخواست قبل از اینکه او را دار بزنند- میتوانست با دستهای خود حلقه را دور گردن این وکیل بی خیال بیاندازد....
چشمهایش را بست .زیر پایش خالی شد ...ناگهان محمد علی جناح که تا حالا سکوت اختیار کرده بود فریاد زد :بس است بیاریدش پایین! بلافاصله طناب را قطع کردند و بنده خدا بدجوری افتاد زمین ! ولی باز خدا رو شکر کرد که دیگر معلق زمین و هوا نیست...
همه چشمها به جناح دوخته شده بود ...مسئول اجرای حکم با پرخاش گفت:امیدوارم توضیح قانع کننده ای داشته باشید!
و جناب وکیل گفتند: در حکم نوشته "به دار آویخته شود" ..این بنده خدا هم به دار آویخته شد...بس است دیگر.....
از آن به بعد بود که در همه حکمهای اینچنیننی مینویسند: " به دار آویخته شود تا بمیرد" !!