تبليغاتX
ورق پاره های من

ورق پاره های من

جنگ با باورهای کهنه و قدیمی گاه از جنگ با دیو سفید هم سخت تر است

روز شنبه ۱۹می- نمایش "لیلی و مجنون" به کارگردانی پری صابری در فرهنگسرای ابوظبی به روی صحنه رفت.(تعداد تماشاگران انگلیسی زبان از تماشاگران فارسی زبان بیشتر بود!)

قیس عامری (مجنون)

مجنون در فراغ لیلی

عروسی لیلی و ابن سلام

زندگی مجنون با جانوران

التماس پدر و مادر مجنون برای بازگشت او

زاری لیلی -به ظاهر برای مرگ شوهر ولی در اصل برای دوری از مجنون- و در باطن برای خویش که زن است و مظلوم.  از ظلم پدر و حرف مردم و دوری از عاشق و ترس از بد نامی و نتوانستن بیان کردن درد خویش!

وصال

و ...مرگ لیلی

+ نوشته شده در  یکشنبه 30 اردیبهشت1386ساعت 21:58  توسط آرزو  | 

مدتها پیش ساغر عزیز من رو به یک بازی وبلاگی دعوت کرده بود- که از ترسهای کودکی بگوییم . من اسم این بازی رو میگذارم "بازی آبرو بر"! آخه این بر و بچ!!!!؟؟؟ وبلاگی نمیدانند ما برای خودمان کلی زحمت کشیده ایم آبرو جمع کرده ایم؟ هی به بهانه های مختلف از زیر زبون آدم- حرف میکشند و پته(پتو) را به باد میدهند؟ که چه؟

اما از آنجایی که ما ساغر را خیلی دوست داریم دعوتش را اجابت کردیم- هر چند با تاخیر یک ماهه!

 

من در کودکی از هیچ چیز نمیترسیدم .باور کنید.اما راستش الان از یک چیز میترسم:

۱:سگ- حتی اگر از نژاد کوتوله پشمالو باشد!

۱:تاریکی + تنهایی (حتی اگر همه فک و فامیل در منزل باشند و در خواب- من بعد از ساعت ۱۲ نیمه شب نمیتوانم تنها تلویزیون ببینم- این هم از تاثیرات فیلمهای ترسناک ...)

۱:مرگ در آب (به نطرم وحشتناکترین نوع مردن است. زنده باشی و ببینی که نمیتوانی نفس بکشی....حتی با تصورش هم احساس خفگی میکنم)

۱:دیدن یک کوسه از نزدیک -در حالیکه با دندانهای وحشتناکش به سمت من می آید.

۱:زلزله

۱:جنگ جهانی سوم

 ...

همین! هر چه فکر میکنم شماره ۲ یادم نمی آید...

+ نوشته شده در  چهارشنبه 26 اردیبهشت1386ساعت 14:27  توسط آرزو  | 

گوش کنید: ( به دلایلی موفق نشدم موزیک مورد نظرم رو آپ لود کنم...تو این آدرس میتونین به آهنگهای آفریقایی گوش کنید) 

 

                                     

+ نوشته شده در  سه شنبه 25 اردیبهشت1386ساعت 13:19  توسط آرزو  | 

شعر  فروغ با صدای زیبای بانویی به نام مهوش

+ نوشته شده در  شنبه 22 اردیبهشت1386ساعت 0:14  توسط آرزو  | 

 

امام جمعه مشهد:
زنان بد حجاب، خفاش شب و گرگان درنده روز هستند
بی‌حجابی و بدحجابی از سرقت و آدم كشی هم بدتر است....

توهینی آشکارتر از این به زن! به خواهران و مادرانمان- به همسرانتان؟!

دوستی میگفت من این حرفها را که میشنوم خیلی خوشحال میشوم . گفتم برای چه؟ کجای این حرف جای شادمانی دارد؟ گفت: اینها دارند خودشان را بیرون میریزند . دارند خود اصلیشان را نشان میدهند...این باعث میشود مردم به درونیات این جماعت پی ببرند....

گفتم: پی ببرند؟ مردم گشنه دهات و شهرستانهای دور از کجا به این اخبار پی ببرند؟ اصلا کسی که گشنه است و کار ندارد و آب ندارد چه کار دارد که در دنیا چه میگذرد؟چه کار دارد که....

گفت : راست میگویی...۱۷میلیون رای؟....عدد کمی نیست....

+ نوشته شده در  دوشنبه 10 اردیبهشت1386ساعت 12:32  توسط آرزو  | 

دوست بسیار عزیزی میگفت: فرض کنید چیز با ارزشی را بالای بلندی گذاشته اند.برای برداشتنش چه میکنید؟

گفت: بستگی دارد چقدر بلند باشد؟

- یا بنا به اصل نسبیت- بستگی دارد قد تو چقدر باشد!

- کاملا

- حالا شرایط مختلف را فرض کن. مثلا یک آدم خیلی کوتاه, آدم با قد متوسط, بلند قد و...

- کاملا مشخصه. هر کسی برای پر کردن فاصله دستش تا ان چیز با ارزش نیاز به یک وسیله متناسب داره .مثلا برای یکی یک نردبان چند متری,  برای یکی نردبان معمولی,یکی چهار پایه, یکی هم شاید اگه قدشو بکشه و رو نک پاش وایسه قدش برسه.....

- به نظر تو درسته که مثلا اونی که از همه قدش کوتاه تره به بقیه اصرار کنه که همتون باید از این نردبان استفاده کنید ! یا مثلا یکی دیگه بگه : بابا جان, یک چهار پایه کافیه...چرا اینقدر خودتونو واسه یک  نردبان عذاب میدید!؟

- نه خوب –مسخره است. معلومه که هر کسی بر اساس شرایطش به یک چیز نیاز داره.

-..

-خوب؟

-خوب به جمال بی مثالت! به نظر من ماجرای دین و انواع و اقسامش هم همینه....همه جور دین و مذهب و مرام و مسلک و  قانون داریم برای انسانهایی با شرایط روحی و فکری و اجتماعی و...مختلف. حالا این که یک عده اصرار دارند بقیه آدمها باید از وسیله آنها استفاده کنند تا به آن چیز با ارزش برسند و در غیر اینصورت در آتش غضب! خواهند سوخت- فکر احمقانه ای نیست؟!

 

 

گر می نخوری طعنه مزن مستان را            بیداد مکن تو حیله و دستان را
تو غره بدان مشو که می - می نخوری        صد لقمه خوری که می -غلام است آنرا

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 6 اردیبهشت1386ساعت 13:53  توسط آرزو  |