تبليغاتX
ورق پاره های من - باز هم یک تلنگر به احساسات ایرانی!!!!

ورق پاره های من

 

این فیلم 300 دوباره آتش به جان همه انداخته.بمب گوگلی درست کرده اند, به هر بلاگی که سر میزنی داد/ "ایرانی را دریابید" بلند شده....

 

ما ملتی هستیم تحقیر شده در تاریخ... و ملتی هستیم که تاریخ نمی خواند ولی برای فرار از حال, به تاریخی پناه میبرد که خودش- آنطور که دوست دارد- میپردازد و بزرگش میکند...برای مرهم این درد تاریخی مدام دو چیز را تکرار میکنیم: "ما پادشاهی داشتیم در 2500 سال پیش-کوروش نام- که چنین بود و چنان.." و " هنر نزد ایرانیان است و بس".

منکر این دو –مخصوصا اولی- نیستم, اما در طول 2500 سال شکل گیری کشوری به نام  ایران, به غیر از 30-40 سال دوران پادشاهی کوروش بزرگ , ما دیگر به چه مینازیم؟تنها کوروش بود که با ملل دیگر و عقاید و دین های دیگر با احترام برخورد کرد که تا کنون نامش را تکرار میکنیم...دیگر چه؟ شاهانی که آمدند و جنگیدند و به ثروت ایران -از راه خون- افزودند یا جنگیدند و مرز ایران را به باد دادند؟...

مهم نیست  چه داشته ایم؟ خوب یا بد...اکنون چه داریم؟ اکنون برای عرضه به دنیا چه داریم؟

در این کشکاکشهای تاریخی, چنان آستانه تحملمان پایین آمده که شده ایم انسانهایی غرغرو که مدام مینالیم که چرا دیگران به ما میگویند بالای چشمتان ابروست؟  آنهم  به گذشته های دور ...به افسانه هامان...! گرچه خودمان برای  ملتهای حاضر از ترک و عرب و هند و ... اقوام ایرانی لر و کرد و آذری و گیلانی و بلوچ کم نمیگذاریم...بدترین توهین ها را نثار ملتها میکنیم. پرچم ملتی را به آتش میکشیم و زیر پایمان له میکنیم. به کودکانمان فحشهای ملی یاد میدهیم( مرگ بر...) تا با افتخار فریاد بکشند... ما خواهان نابودی یک کشور دیگر هستیم...ما برای عرضه به دنیا چه داریم؟ کم ساخته نشده فیلمهایی که وحشی گری آمریکاییان با سرخپوستها وجنایات  آلمانیها و ...را نشان میدهد.ولی واکنشی نشان نمیدهند .واقعیت گذشته خود را میپذیرند.چون حالشان را طوری ساخته اند که میتوانند به آن افتخار کنند .

 

یک بار, از جایی دور, از فضا, به خودمان نگاه کنیم.به زمین, به نقشه ها, به کشورها, ملتها, زبانها, رنگها, تمدنها...ایران تنها یک کشور یک ونیم میلیون کیلومتر مربعی از پانصدو ده میلیون کیلومتر مربع زمین است.

 

و تصویری که دنیا از ما دارد, تصویری است که خودمان ساخته ایم. زنانی سیاه پوش و مردانی کفن پوش که با مشتهایی گره کرده و رگهای برجسته شده در گردنهامان به خیابانها میریزیم و شعار میدهیم:

" جنگ جنگ تا پیروزی"

"شهادت شهادت"

"مرگ بر... مرگ بر..."

....

صلح را هم که به جام زهر میدانیم!

هنوز همانیم. بدتر, که نه بهتر و آرامتر.

پا برهنگی و فقر برایمان ارزش است...حالا اگر کسی همین واقعیات را دوباره به ما نشان دهد با مشتهایی گره کرده به او فحش میدهیم که تو به چه حقی ما را بد! نشان میدهی!؟

 

 

 ما جمعیت 68 میلیونی توانایی نداریم حال خودمان را بسازیم. همیشه با حکومتمان مشکل داریم.همیشه خواهان تغییر چیزی هستیم که داریم. حالا به یک کمپانی سازنده فیلم اعتراض میکنیم که چرا گذشته ما را (که تا حدی هم واقعیت تاریخی است) را نشان داده اید؟ لااقل چرا ما را خوش تیپ و زیبا مانند همان یونانیان نشان نداده اید؟؟؟؟

البته اعتراض حق ماست.( هر چند که اعتراضاتی از این دست به شهرت بیشتر فیلم کمک میکند تا تحریم یا عذرخواهی کارگردان)

 اما من اگر جای یکی از سازندگان این انیمیشن بودم با شهامت میگفتم:

 

" اگر چهره ای بهتر برای خودتان می خواهید ..بسم اله...بسازید! چرا از ما توقع دارید برای شما تاریختان را بسازیم آنهم به گونه ای که پسند شما باشد؟!"

 

کسی که جلوی ما را نگرفته؟ گرفته؟

 

داستان فیلم را در اینجا و واقعیت تاریخی را در اینجابخوانید.

 

 پی نوشت:من ایرانم را دوست دارم و میبالم به هر چه دارم. احساس من به وطنم چونان احساس مادری است که فرزندش را تنبیه میکند اما  در همان زمان که از خشم -با فرزندش در قهر است- اجازه کوچکترین بی حرمتی از غیر را به جگر گوشه اش بر نمیتابد.

نفس عمل توهین به یک ملت- از اساس قابل نقد است و در هیچ محدوده آزادی بیان نمیگنجد. اما حرف من این است با بمب گوگل و ...به هدف اصلی که اعتبار جهانی ایران و آبروی گذشته و حال ایرانی است نمیرسیم.

+ نوشته شده در  Mon 12 Mar 2007ساعت 12:17 PM  توسط آرزو  |