تبليغاتX
ورق پاره های من - فارغ بودن ز کفر و دین- آیین من است

ورق پاره های من

دوست بسیار عزیزی میگفت: فرض کنید چیز با ارزشی را بالای بلندی گذاشته اند.برای برداشتنش چه میکنید؟

گفت: بستگی دارد چقدر بلند باشد؟

- یا بنا به اصل نسبیت- بستگی دارد قد تو چقدر باشد!

- کاملا

- حالا شرایط مختلف را فرض کن. مثلا یک آدم خیلی کوتاه, آدم با قد متوسط, بلند قد و...

- کاملا مشخصه. هر کسی برای پر کردن فاصله دستش تا ان چیز با ارزش نیاز به یک وسیله متناسب داره .مثلا برای یکی یک نردبان چند متری,  برای یکی نردبان معمولی,یکی چهار پایه, یکی هم شاید اگه قدشو بکشه و رو نک پاش وایسه قدش برسه.....

- به نظر تو درسته که مثلا اونی که از همه قدش کوتاه تره به بقیه اصرار کنه که همتون باید از این نردبان استفاده کنید ! یا مثلا یکی دیگه بگه : بابا جان, یک چهار پایه کافیه...چرا اینقدر خودتونو واسه یک  نردبان عذاب میدید!؟

- نه خوب –مسخره است. معلومه که هر کسی بر اساس شرایطش به یک چیز نیاز داره.

-..

-خوب؟

-خوب به جمال بی مثالت! به نظر من ماجرای دین و انواع و اقسامش هم همینه....همه جور دین و مذهب و مرام و مسلک و  قانون داریم برای انسانهایی با شرایط روحی و فکری و اجتماعی و...مختلف. حالا این که یک عده اصرار دارند بقیه آدمها باید از وسیله آنها استفاده کنند تا به آن چیز با ارزش برسند و در غیر اینصورت در آتش غضب! خواهند سوخت- فکر احمقانه ای نیست؟!

 

 

گر می نخوری طعنه مزن مستان را            بیداد مکن تو حیله و دستان را
تو غره بدان مشو که می - می نخوری        صد لقمه خوری که می -غلام است آنرا

 

+ نوشته شده در  Thu 26 Apr 2007ساعت 1:53 PM  توسط آرزو  |