تبليغاتX
ورق پاره های من - من از یک چیز میترسم پس هستم

ورق پاره های من

مدتها پیش ساغر عزیز من رو به یک بازی وبلاگی دعوت کرده بود- که از ترسهای کودکی بگوییم . من اسم این بازی رو میگذارم "بازی آبرو بر"! آخه این بر و بچ!!!!؟؟؟ وبلاگی نمیدانند ما برای خودمان کلی زحمت کشیده ایم آبرو جمع کرده ایم؟ هی به بهانه های مختلف از زیر زبون آدم- حرف میکشند و پته(پتو) را به باد میدهند؟ که چه؟

اما از آنجایی که ما ساغر را خیلی دوست داریم دعوتش را اجابت کردیم- هر چند با تاخیر یک ماهه!

 

من در کودکی از هیچ چیز نمیترسیدم .باور کنید.اما راستش الان از یک چیز میترسم:

۱:سگ- حتی اگر از نژاد کوتوله پشمالو باشد!

۱:تاریکی + تنهایی (حتی اگر همه فک و فامیل در منزل باشند و در خواب- من بعد از ساعت ۱۲ نیمه شب نمیتوانم تنها تلویزیون ببینم- این هم از تاثیرات فیلمهای ترسناک ...)

۱:مرگ در آب (به نطرم وحشتناکترین نوع مردن است. زنده باشی و ببینی که نمیتوانی نفس بکشی....حتی با تصورش هم احساس خفگی میکنم)

۱:دیدن یک کوسه از نزدیک -در حالیکه با دندانهای وحشتناکش به سمت من می آید.

۱:زلزله

۱:جنگ جهانی سوم

 ...

همین! هر چه فکر میکنم شماره ۲ یادم نمی آید...

+ نوشته شده در  Wed 16 May 2007ساعت 2:27 PM  توسط آرزو  |