مدتها پیش ساغر عزیز من رو به یک بازی وبلاگی دعوت کرده بود- که از ترسهای کودکی بگوییم . من اسم این بازی رو میگذارم "بازی آبرو بر"! آخه این بر و بچ!!!!؟؟؟ وبلاگی نمیدانند ما برای خودمان کلی زحمت کشیده ایم آبرو جمع کرده ایم؟ هی به بهانه های مختلف از زیر زبون آدم- حرف میکشند و پته(پتو) را به باد میدهند؟ که چه؟
اما از آنجایی که ما ساغر را خیلی دوست داریم دعوتش را اجابت کردیم- هر چند با تاخیر یک ماهه!
من در کودکی از هیچ چیز نمیترسیدم .باور کنید.اما راستش الان از یک چیز میترسم:
۱:سگ- حتی اگر از نژاد کوتوله پشمالو باشد!
۱:تاریکی + تنهایی (حتی اگر همه فک و فامیل در منزل باشند و در خواب- من بعد از ساعت ۱۲ نیمه شب نمیتوانم تنها تلویزیون ببینم- این هم از تاثیرات فیلمهای ترسناک ...)
۱:مرگ در آب (به نطرم وحشتناکترین نوع مردن است. زنده باشی و ببینی که نمیتوانی نفس بکشی....حتی با تصورش هم احساس خفگی میکنم)
۱:دیدن یک کوسه از نزدیک -در حالیکه با دندانهای وحشتناکش به سمت من می آید.
۱:زلزله
۱:جنگ جهانی سوم
...
همین! هر چه فکر میکنم شماره ۲ یادم نمی آید...
